
به گزارش پایگاه اینترنتی الرایه، این عكس، كودك هفت ساله ای را نشان
می دهد كه در یكی از خیابان های دمشق در حالی كه شیرینی می فروشد، مشق هم
می نویسد.
این عكس متعلق به وسیم خیربیك، عكاس 27 ساله سوری است. وی
گفت: چند بار خواستم از او عكس بگیرم اما هر بار صورتش را از دوربین برمی
گرداند و دوست نداشت از او عكاسی كنم.
خیربیك افزود: پس از چند بار با لنز زوم از 30 متری این عكس را از او گرفتم.
وعده ديدار نزديک است ياران مژده باد روز وصلش ميرسد، ايام هجران ميرود.

شيخ حر عاملى رحمه اللّه از بزرگان اصحاب نقل مى كند كه امام صادق عليه السلام فرمود
"شبى كه حضرت قائم (عج ) در آن متولد شد، هيچ نوزادى در آن شب متولد نمى شود مگر
اينكه مؤ من خواهد شد، و اگر در سرزمين كفر متولد گردد، خداوند او را به بركت امام
مهدى (عج ) به سوى ايمان منتقل مى سازد." در نيمه شعبان زيارت حضرت امام حسين
عليه السلام و همچنين زيارت امام زمان عليه السلام مستحب است ، امام صادق عليه
السلام فرمود
"شب نيمه شعبان بهترين شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نيمه
شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است ، در ركعت اول بعد از حمد، سوره كافرون و در ركعت
دوم بعد از حمد سوره توحيد خوانده شود". غسل و شب زنده دارى و عبادت در اين شب
بخصوص فضائل بسيار دارد، اين شب در نزد خدا چنين مقامى دارد كه ولايت با سعادت امام
زمان عليه السلام در سحرگاه اين شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده . ضمنا
رواياتى آمده كه نيمه شعبان همان شب قدر و تقسيم ارزاق و عمرها است ، و در بعضى از
اين روايات است شب نيمه شعبان شب امامان عليهم السلام است و شب قدر شب رسول خدا صلى
اللّه عليه و آله است . از جمله فضائل اين شب اينكه ، از شبهاى مخصوص زيارت امام
حسين عليه السلام است كه صد هزار پيامبر (صلواة اللّه عليهم ) آن حضرت را در اين شب
زيارت مى كنند. از نمازهاى مستحبى كه در اين شب وارد شده دو ركعت نماز است كه در هر
ركعت بعد از حمد صد بار سوره توحيد خوانده مى شود.
منبع : سایت ایران اکونومیست
هر کودکی در هر کجای جهان بدنیا میآید نخست برای مسئولین کشورش و سپس خانواده اش وظیفه ای را بوجود میآوردکه برای دوران کودکی...نوجوانی و ورودش به جامعه برنامه ریزی کنند...
.




شما چطور تاحالا به اونها از یک دید دیگه نگاه کرده اید?
کودکان خیابانی مقوله یی است که در حال حاضر اکثر کشورها به خصوص کشورهای آسیایی را درگیر کرده است و اینان کودکانی هستند که به دلایل مختلفی چون فقر، طلاق، مهاجرت، شیوه های تربیتی خانواده، اختلالات جسمی و روانی و... در خیابان ها رها شده اند. اصطلاح کودک خیابانی برای نخستین بار در سال 1815 به وسیله «مای هو» در انگلیس به کار برده شد و بعد از سال 1979 در امریکا مصطلح شد و بعدها در کشورهای دیگر هم رواج یافت.
کودک خیابانی بر اساس ماده یک پیمان نامه حقوق کودک به افرادی اطلاق می شود که زیر 18 سال بوده، در خیابان زندگی و کار می کنند، خانواده یی ندارند یا امکان دسترسی به خانواده برای آنها وجود ندارد یا خانواده منتظر بازگشت آنان نیست و همچنین کسانی که امکان دسترسی به خانواده برایشان وجود دارد و بازگشت آنها نیز به خانواده امکان پذیر بوده و خانواده نیز منتظر بازگشت آنهاست. به گزارش سازمان جهانی حمایت از کودکان و نوجوانان، نزدیک به 75 درصد کودکان و نوجوانان موجود در خیابان ها، ارتباط و پیوندهای خانوادگی خود را حفظ کرده اند. مطابق تعریف فوق کودکان خیابانی کودکانی هستند که در ارتباط با خانواده یا بدون ارتباط با خانواده خود در خیابان ها به زندگی یا کار مشغول هستند. اینان چه هنوز در ارتباط با خانواده بوده و چه قطع ارتباط کرده باشند؛ از طبیعی ترین حقوق خود چون امنیت، مسکن، تغذیه، بهداشت، درمان، تحصیل، تفریح و... بی بهره اند و مورد آزار جسمی، جنسی و روانی و همچنین سوءاستفاده و استثمار قرار می گیرند. به طوری که دختران عمدتاً در همان 24 ساعت اول خروج شان از خانه مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته و معمولاً در معرض انواع بیماری ها از جمله ایدز، هپاتیت و... قرار خواهند گرفت. در میان بچه های خیابانی به نظر می رسد تعداد پسران بسیار بیشتر از دختران است. این به آن معنا نیست که دختران از بی توجهی در امان هستند؛ اما وضعیت شان تا حدی متفاوت است. برخی بسیار زود به روسپی گری تن در می دهند، عده یی پیش از ازدواج بچه دار می شوند و باید با کوهی از مشکلات عاطفی، مادی و اجتماعی دست و پنجه نرم کنند، عده یی دیگر نیز اگر خرید و فروش نشوند، به خدمتکارانی مبدل می شوند که غالباً گرفتار بهره کشی یا بدرفتاری می شوند. کودکان خیابانی در یک تقسیم بندی کلی به دو دسته تقسیم می شوند.
1- کودکان کار؛ این گروه را بیشتر کسانی تشکیل می دهند که عوامل خانوادگی و اجتماعی به خصوص آن بخش از عوامل که به مسائل معیشتی مربوط می شود، نظیر فقر خانواده و... باعث شده است آنها به خیابان بیایند و به نوبه خود در تامین بخشی از احتیاجات خانواده که عمدتاً احتیاجات اساسی و اولیه است، والدین خود را یاری کنند.
2- کودکان خیابان؛ این گروه را بیشتر کسانی تشکیل می دهند که به دلایل متعدد فردی، خانوادگی و اجتماعی که کمتر جنبه معیشتی و بیشتر جنبه عاطفی دارند مثل خشونت، تبعیض و مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتن توسط خانواده، خانه را ترک گفته و در خیابان سکنی گزیده اند.
این گروه از کودکان برای محافظت از خویش گروه های کوچکی تشکیل می دهند که جای خانواده را برای آنها پر می کنند و در بین آنها نوعی همبستگی و محبت ایجاد می کند و رهبر گروه همیشه فرد قدرتمند و باهوش گروه است که همه افراد گروه، خود را ملزم به تبعیت از او می دانند. آنها همچنین مجبورند برای گذران زندگی خود به راه هایی بیندیشند که به وسیله آنها کسب درآمد کنند. به همین دلیل خیلی زود جذب گروه هایی می شوند که از آنها و از کارشان سوءاستفاده کرده و آنها را استثمار می کنند؛ گروه هایی که در زمینه هایی چون قاچاق مواد مخدر و کالا، قاچاق اعضای بدن انسان، تکدی گری، روسپی گری و... فعالیت می کنند یا جذب شغل های کاذبی چون واکسی، گل فروشی، سیگار فروشی، آدامس فروشی، فروختن فال و ادعیه مذهبی، کشیدن وزن رهگذران و... در سر چهارراه ها یا داخل پایانه های مسافربری می شوند. آنها به شدت توسط مردم تحقیر شده و مورد انواع کودک آزاری قرار می گیرند و همین عوامل بستر مناسبی را فراهم می آورد تا حتی کودکانی که جذب گروه های مجرم نشده اند نیز کم کم به انواع جرم و بزه چون دزدی، کیف قاپی، جیب زنی، فروش مواد مخدر، اعتیاد و استفاده از سلاح های سرد روی بیاورند. هر چند در ایران آمار دقیقی از این کودکان در دست نیست اما مستندات نشان می دهند 80 درصد کودکان خیابانی کودکان کار هستند و بیشتر آنها در استان های خراسان، تهران، لرستان و کردستان به سر می برند،90 درصد این کودکان والدین دارند، 80 درصدشان مهاجرند که 42 درصد آنها از روستاها و شهرهای دیگر کشور و 38 درصد از کشورهای دیگر آمده اند و از نظر جنسیت نیز 78 درصد آنها پسر و در سنین 5 تا 18 سالگی قرار دارند. در تحقیقی که روی 4133 نفر از کودکان خیابانی ایران انجام گرفت، مشخص شد 73 درصد این کودکان به بیماری های چشمی و 61 درصد به بیماری های تنفسی مبتلا هستند. همچنین 64 درصد آنها از بیماری های قلبی، 69 درصد از مشکل اختلال در شنوایی و 61 درصد از کمبود توجه رنج می برند و 82 درصد آنها نیز دچار بیماری های پوستی هستند. از نظر سوادآموزی هم 56 درصد آنها بی سوادند، 61 درصدشان مشکلات گفتاری دارند و در مجموع86 درصد آنها فاقد هرگونه مهارت شغلی اند که این آمار نشان دهنده وضعیت نگران کننده کودکان خیابانی در کشور است. چه اتفاقی افتاده است که کودکانی که باید در کلاس درس مشغول تحصیل علم و دانش یا در آغوش گرم خانواده یی مهربان به تفریح و بازی مشغول شوند، در خیابان ها به انواع جرم و بزه روی آورده و بدن نحیف و روح خسته شان زیر تازیانه نگاه های تحقیرآمیز مردم کوچه و خیابان یا دستان پرشقاوت صاحبان بی رحمشان خرد می شود؟ چه تفاوتی بین آنان و دیگر کودکانی که در آغوش حمایتگر خانواده، آسوده در پی بازی و تفریح و تحصیل هستند؛ وجود دارد؟ آیا به واقع جز تحقیر و تمسخر و ترحم کار دیگری از دست ما ساخته نیست؟ مسوولیت ما در قبال آنان چیست؟ چه کسی مسوول جنایاتی است که در حق آنان اتفاق می افتد؟ چه کسی پاسخگو است؟ آیا بیان اینکه در کشور ما هیچ کودک خیابانی وجود ندارد و ارائه یک تعریف کاملاً غیرعلمی از کودک خیابانی (از سوی یکی از اعضای شورای شهر تهران) و پاک کردن صورت مساله به جای پرداختن به حل مشکل، ساده لوحانه و بی لطفی نیست، آن هم در جایی که ما با مقوله یی حساس یعنی کودک سر و کار داریم؟

در آن تحقيق افراد 50 ساله به عنوان مرکز اين مطالعه در نظر گرفته شده و افراد پيرتر و جوان تر به عنوان گروه نمونه بررسي شدند. در اين مطالعه مفصل مشخص شد کودکاني که در سال 1958 به دنيا آمده اند کمتر از کودکان امروزي شاهد طلاق در خانواده شان بوده اند.
امروز مساله طلاق خيلي راحت تر از قبل در جامعه پذيرفته مي شود اما با وجود اين تاثيرات منفي آن روي کودکان به هيچ وجه کمتر از گذشته نشده است. يکي از محققان اين مطالعه مي گويد؛ «وقتي که مساله طلاق امروز اينچنين پذيرفته مي شود انتظار مي رود تاثيرات آن هم کمتر از قبل باشد اما با مقايسه يي روي کودکاني که در دهه 70 متولد و والدين شان از هم جدا شده اند با کودکان امروزي مشخص مي شود تاثيرات منفي طلاق روي کودکان اصلاً کمتر نشده.» با مقايسه افرادي که در سال 1958 به دنيا آمده با افرادي که در سال 1970 به دنيا آمده و والدين شان از هم جدا شده اند، مشخص شده ميزان آسيب پذيري اجتماعي و افسردگي در هر دو گروه به يک ميزان است.
در نتيجه اين مطالعه آمده است؛ «دو گروه از جنبه هاي بررسي شده شباهت بسياري به هم دارند و تفاوت هاي موجود بين آنها واقعاً کم است. کودکان طلاق نسبت به همتايان خود در مدارس ضعيف تر هستند و در نتيجه پس از وارد شدن به اجتماع و دنياي کار باز هم نسبت به کودکان رشديافته در خانواده هاي سالم مشکلات بيشتري دارند. آنها در عين حال بيش از سايرين ممکن است در زندگي خانوادگي خود هم طلاق را تجربه کنند.»کودک کم توان ذهنی یا کودک Cp و یا هر کودکی که حتی علامتی از نا توانی ظاهری در او دیده نمیشود ولی نوعی کندی در حرکات و فعالیت های جسمی و ذهنی او مشاهده میشود نیازمند کار توان بخشی میباشد ، تا در حد امکان به سطح فعالیت برسد .
یا کودک این خلا یا این فاصله را بطور کامل طی خواهد کرد و به حد کودک نرمال میرسد و در مدارس عادی حضور پیدا میکند و یا به حداکثر سطح توان خودش خواهد رسید و استقلال نسبی و یا کامل پیدا میکند .
کار درمانی یکی از رشته های تیم توانبخشی میباشد که دارای سه حیطه ی ذهنی ، جسمی و روان میباشد.کودک دلبند شما مجموعه ای از ذهن، جسم و روان میباشد ، پرداخت به یک حیطه ، وقتی از بقیه انها غافل شویم باعث رشد تک بعدی کودک خواهد شد و کارایی او را کاهش خواهد داد.
کاردرمانی جسمی با پرداختن به مشکلات جسمی کودک از جمله اختلالت تون عضلات ،اسپاسم ، شلی عضلانی ، رفلکس های پاتولوژیک ، عدم تکامل مراحل رشد حرکتی ، کوتاهی ها ، تجویز کفش طبی و ارتز و اسپیلنت مناسب آنومانی ها و کلیه کم توانایی ها یا نا توانایی های حرکتی مهارتی ، بیمار را در وضعیت بهتری از لحاظ جسمی و درکی حرکتی هدایت و درمان می نماید.
کودکانی که در این حیطه تحت درمان واقع می شوند شامل کودکان فلج مغزی ، کودکان داون ، کودکان با مشکلات تعادلی و تاخیری ، کودکان با مشکلات قدرت عضلانی ، کودکان با دررفتگی لگن ، کودکان با دیستروفی عضلانی و میوپاتی و کودکانی که به دلیل ویلچر نامناسب یا ضعف عضلانی دچار کوتاهی شده اند . کاردرمانی جسمی با استفاده و به کارگیری تکنیک های درمانی به کودکان فوق یاری می رساند.
کاردرمانی ذهنی با در نظر گرفتن رابطه بین ذهن و جسم ، ذهن و حرکت ، ذهن و گفتار ،ذهن و یادگیری یک سری برنامه ریزی های منسجم در رابطه با توانایی های زیر در کودکان بکار می گیرد .
ضعف body image ،ضعف مهارت های fine ، ضعف مهارت های حرکتی که مربوط به یکپارچگی حسی حرکتی می باشد.مشکل در سیستم وستیبولار (ترس از ارتفاع و.......) ، اختلالات درک بینایی-فضایی فقدان وضعف د رمهارت های ترسیمی ،اختلالت حسی، مشکلات مخچه ای و کلیه ی ناتوانایی های ذهنی کودک و خانواده را راهنمایی می کند.کودکانی که به این حیطه از کاردرمانی نیازمندند شامل: PDD بالاخص اتیسم ،اختلال رفتاری ، اختلال یادگیری ، اختلال توجه و تمرکز ،مشکلات حافظه ،مشکلات نوشتاری،کودکان با تاخیر رشدی ،کودکان با مشکلات درکی شناختی ، کودکان کلامزی ، کودکان مخچه ایکودکان ADHD ، کودکان با مشکلات بینایی -شنیداری .
کاردرمانی ذهنی با استفاده از تکنیک های درمانی ،تکنیک های رفتاری،بازی درمانی ، حرکت درمانی ، اتاق تاریک و.......... مشکلات این کودکان را تا حد امکان مرتفع می سازد.
کاردرمانی در بیماران روان شامل کودکانی می باشد که مشکلات رفتاری ، فوبیا یا ترس شدید ، مشکلات ارتباطی ، اجتماعی ، مشکلات اضطرابی و افسردگی ، پرخاشگری ، اسکیزوفرن کودکی ، وسواس ضد اجتماعی و هذیان و بیقراری می باشند.ا توجه به ارزش کار گروهی در کنار کاردرمانی حضور روانشناس کودک که مسائل آموزش به کودک را به عهده می گیرد ضروری است. در بخش آموزش در واقع کودکان با مفاهیم رنگ ها ، میوه ها،حیوانات ،مشاغل و..........آشنا می شوند.

ای کاش همه ی بچه های دنیا سالم بودند...
و ای کاش همه از اول مو نداشتند تا هنگام مریضی بی مو نشوند...!!!

مي خواهم کودکان شهرم را خوشحال کنم تا عيد را خوشحال باشم...